خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

219

نهج البلاغة ( فارسي )

98 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) حمد مىگوييم او را ، بر آنچه بوده است و از او يارى مىجوييم در كار خود ، براى آنچه خواهد بود . و از او مىخواهيم كه دين ما را به سلامت دارد ، همان گونه كه از او سلامت تنهايمان را مىطلبيم . اى بندگان خدا ، شما را وصيت مىكنم كه اين دنيا را ترك گوييد ، كه دنيا شما را ترك خواهد گفت ، هر چند ، راضى به ترك او نباشيد و جسمتان را كهنه مىكند ، هرچند ، شما خواستار تازه بودن آن باشيد . مثل شما و دنيا مثل مسافرانى است كه به راهى مىروند و تا به خود آيند ، بينند كه آن را پيموده‌اند . يا آهنگ رسيدن به نشانه و هدفى كنند و تا ديده بر مىكنند ، بينند كه به آن رسيده‌اند . اى بسا رونده اى كه مىتازد و شتابان مىتازد تا به پايان راه رسد . به چه اميد مىبندد ، كسى كه زندگيش به مثابهء يك روز است و از آن در نمىگذرد . و همواره كسى در قفاى او افتاده و او را به شتاب مىراند و نگذارد كه درنگ كند . تا اين كه از اين جهانش بركند ، پس در عزّت و افتخار اين جهان با يكديگر رقابت مكنيد و به زيورها و خواسته‌هاى آن بر خود مباليد و از سختيها و رنجهايش فغان و زارى سر مدهيد ، زيرا عزت و افتخارش پايان پذير است و زيور و خواسته اش روى در زوال دارد و سختيها و رنجهايش بر دوام نباشد ، هر مدتى در آن به پايان رسد و هر زنده اى بميرد . اگر خردمنديد ، چرا در آثار پيشينيان و آنچه بر نياكانتان گذشته است نمىنگريد و عبرت نمىگيريد و باز نمىايستد آيا نمىبينيد كه رفتگان باز نمىگردند آيا نمىبينيد كه بر جاىماندگان را بقايى نيست آيا نمىبينيد كه مردم دنيا ، شب را به روز مىآورند و روز را به شب مىرسانند و هر يك در حالى ديگر هستند يكى مرده اى است كه بر او مىگريند ، يكى را در مرگ عزيزى تسليت مىگويند ، يكى بيمارى است بر زمين افتاده و گرفتار ، يكى به عيادت بيمارى مىرود يكى در حال جان دادن است و ، در همان حال ، مرگ در پى اوست ، و او خود در طلب دنياست ، در عالم غفلت و ، حال آنكه ، مرگ از او